تاثیر فست فود بر کبد چرب اقتصاد

کبد اقتصاد ایران چرب است - مالیات راستگوها

فردی که دچار بیماری کبد چرب می‌شود، اگر تحت آزمایشات دقیق پزشکی قرار نگیرد، تا زمانی که چربی کل کبدش را نگیرد و او را در معرض خطر شدید مرگ قرار ندهد، از بیماری خود مطلع نخواهد شد. این خاصیت کبد چرب است. بدون هیچ نشانه‌ی بارزی رشد می‌کند و کل کبد را به مرور زمان نابود می‌کند. می‌خواهم داستانی واقعی از کبد چرب اقتصاد ایران بگویم.

یکی از دوستان ما، یک شرکت خصوصی با سابقه‌ی چندین ساله دارند که بیش از هفده سال است با صدق و درستی مالیات‌شان را به دولت پرداخت می‌کنند. چون مشتری آنها چند سازمان دولتی خاص است و محصولی خاص نیز تولید می‌کنند، در زمانی که مشتریان دولتی جیب‌شان پر بوده است، فروش‌های خوبی داشته‌اند و سالانه چندین میلیارد درآمد داشته‌اند. به همین ترتیب در آن سال‌ها با صدق و درستی مالیات زیادی هم پرداخت کرده‌اند.

این دوست ما به دلایل عقایدی که دارد، در طی این هفده سال، فقط یک دفتر مالیاتی داشته‌ است. آنها که مالیات می‌پردازند می‌دانند که یک دفتره بودن یعنی چه! آنقدر دو دفتر مالیاتی داشتن در اقتصاد ایران رایج است که در هنگام استخدام حسابدار، فرضشان بر این است که وظیفه‌شان حسابداری دو دفتر متفاوت است. اما چرا شرکت‌ها به سیستم دو دفتری روی می‌آورند؟ آیا همه چیز به سودجو بودن شرکت‌ها ختم می‌شود؟

این دوست ما که سالهاست با یک دفتر روزگار می‌گذراند، اخلاقی دارد که به هیچ عنوان دوست ندارد پول زور یا غیرقانونی به کسی بدهد. به همین دلیل تمام قوانین مالیاتی را از بر است و با روحیه‌ی جنگجویانه‌ای که دارد، برای گرفتن حق و حقوق قانونی‌اش تا سر حد نابودی تلاش می‌کند. حالا پس از هفده سال، سیستم مالیاتی، جایزه‌ی صداقت ایشان را بالاخره پرداخت کرد! با کاهش فروش نفت و کاهش بودجه‌ی دولت، جیب خریدار دولتی خالی شد، فروش شرکت دوست ما به شدت کاهش یافت و شرکت در وضعیت ضرر فرو رفت. این کاهش فروش در حالی بود که علیرغم تعدیل نیرو، برای ادامه‌ی کار شرکت لازم بود برخی نیروها باقی بمانند و البته امکان کاهش حقوق آنها هم وجود نداشت. بلکه طبق قانون حداقل حقوق‌ها هم باید به مقدار مشخصی افزایش می‌یافت. بدین ترتیب در سال ۹۵ حدود ۹۰۰ میلیون تومان حقوق پرداخت گردید. و صد البته طبق قانون، مالیات این حقوق پیش از آنکه به کارمندان پرداخت شود، از آن مبلغ کسر و به حساب دولت واریز شد. اگر چه در زمان محاسبه‌ی سود این حقوق را قبول نکردند اما در زمان دریافت مالیات بر درآمد، آن را دریافت کردند و پس گرفتنی هم در کار نیست.

و اما جایزه‌ای که دولت برای این شرکت راستگو درنظر گرفته بود؛ نپذیرفتن ۹۰۰ میلیون تومان حقوق به عنوان هزینه و رد کردن ۳۰۰ میلیون تومان از آن؛ به این بهانه که چنین شرکتی با چنین فروش پایینی نباید چنین هزینه‌ای داشته باشد. و معنی این حرف می‌شود آنکه معادل ۲۵ درصد مبلغ رد شده، یعنی ۷۵ میلیون تومان باید به عنوان مالیات پرداخت شود. خوب شرکت‌های ایرانی در چنین مواردی چه می‌کنند؟

فست فود اقتصادی

راه فست‌فودی

راهی که خیلی‌ها آن را می‌پیمایند، "دروغ" است. استخدام یک حسابدار کار بلد و نوشتن یک دفتر داخلی با هزینه‌ و درآمد واقعی و یک دفتر مالیاتی با در نظر گرفتن فقط بخشی از هزینه و درآمدها. آنقدری مالیات می‌دهی که اداره‌ی مالیات راضی باشد و پاپی‌ات نشود.

راه دوم، در واقع تکمیل راه "دروغ" قبلی است. زمانی که تایید یا رد شدن دفاتر مالیاتی منوط به نظر یک کارشناس خاص می‌باشد، اهل فن می‌دانند که چگونه باید اقدام کرد! چون این موضوع می‌تواند جنبه‌ی توهین و افترا پیدا کند و من هم به دنبال دردسر نیستم، در این مورد چیزی نمی‌نویسم.

هر دوی این راه‌ها، مثل فست فود می‌مانند. سریع سیرت می‌کنند، خوشمزه‌اند و با یک نوشابه همه چیز رو می‌شوری میبری پایین.

راه خوراک سبزیجات

راه سوم، پیمودن مسیر قانونی است. به اداره‌ی مالیات شکایت ببری تا آنها یک هیئت رسیدگی تشکیل دهند. و باز، چون گفتن از این هیئت می‌تواند برای من دردسر ایجاد کند، شما را در مورد اینکه در هیئت چه می‌گذرد و چگونه برخورد می‌کنند، به اهل فن ارجاع می‌دهم. و اگر هیئت حکم قبلی را تایید کرد، این بار باید تقاضای تجدید نظر بفرمایی و احتمالا پیمودن مسیر قبلی و برگشتن به سر جای اول خودتان. وقتی در چنین نقطه‌ای قرار گرفتید، اگر مبلغ مورد بحث زیاد باشد، این امکان را دارید تا به دیوان عدالت اداری شکایت ببرید و الخ که آن هم داستان خودش را دارد.

کبد چرب در برابر کبد سالم

چربی کبد در راه است

بدیهی است که راه سوم بسیار پر دردسر است. این دوست ما به جای آنکه فکر و ذکرش را مشغول تولید و بالا بردن کیفیت محصولش بنماید، باید زمانی بسیار طولانی را صرف شکایت و رسیدگی به امور حقوقی بنماید. این نکته را هم در نظر داشته باشید که اگر در طی این مدت زمانی که پرونده‌اش رسیدگی می‌شود، مالیاتی که به آن اعتراض دارد، پرداخت نکرده باشد، چنانچه در نهایت حکم برخلاف نظر دوست ما صادر شده باشد، باید جریمه‌ی دیرکرد آن را هم پرداخت نماید. و البته اگر حق با او باشد، در هنگام بازپس‌گیری مبلغ، سودی هم دریافت نخواهد کرد.

آیا شرکت‌های کوچک و متوسط ایرانی قادر هستند که وارد این چرخه‌ی حقوقی شوند؟ چرخه‌ای که نتیجه‌ی نامعلومی هم دارد. حتی شرکت‌های بزرگ هم از چنین موقعیت‌هایی اجتناب می‌کنند. بدین ترتیب، سیستم در عمل شما را تشویق می‌کند تا به "دروغ" و ناراستی روی بیاورید. مشابه قانون داروین برای طبیعت، قانونی هم در اقتصاد ما جاری می‌شود که "دروغگو" ها سود بیشتری می‌یابند، قوی‌تر می‌شوند و باقی می‌مانند. راستگوها هم به تدریج ضعیف می‌شوند و از بین می‌روند.

وضعیت محیط کسب و کار ایران در دنیا رتبه‌ی بسیار بدی دارد. (این لینک را مشاهده نمایید). بحث مالیات و عدم شفافیت در این موضوع، احتمالا یکی از این دلایل است. اقتصادی که به "دروغگو" ها اجازه‌ی رشد بیشتری می‌دهد، قطعا کبد چربی دارد.

© از شما برای بازنشر مطالب به همراه لینک سایت ممنونیم!