هوشروان

شروع دوباره

ماجرا از سه سال پیش شروع شد...

آشنایی من با علی آقا، محمد، امید و شرکتی که با هم ساختیم.

 یازدهم اسفند سال ۱۳۹۱ به واسطه‌ی آشنایی با رضا، برای راه‌اندازی شبکه‌ی بیسیم DMX به شرکت همایه ملحق شدم. پس از چندین سال کار به صورت آزاد (Freelancer) این اولین شغل استخدامی من بود. پس از پروژه بیسیم، طراحی انواع تجهیرات استودیویی از جمله بالابر، دیمر سینوسی توان بالا و کنترلر وا‌ی‌فای در شرکت همایه ادامه داشت تا آن‌که جلسه‌ی طوفان فکری سال ۹۲ با حضور علی آقا، محمد و امید و چندین نفر دیگر برگزار شد. حقیقت آن بود که بازار تجهیزات استودیویی برای کسانی که افکار بزرگ‌تری داشتند دیگر فضایی نداشت و علی آقا (مدیر عامل همایه) اینگونه آدمی بود. طوفان فکری قرار بود تا ما را به ایده‌ی جدیدی برساند تا شرکت همایه در حوزه‌ی نوینی سرمایه‌گذاری نماید و از آن فضای بسته خارج شود. چند میلیارد تومان سرمایه که منتظر خانه‌ی جدیدی بودند.

به صورت جلسه‌های آن دوره که نگاه انداختم، در قسمتی از صورت جلسه‌ی اولین نشست طوفان فکری آمده بود:

"ما در طوفان فکری به نتیجه رسیدیم خانه هوشمند را شروع کنیم. ولی به جای BMS کلی روی یک محصول خاص کار انجام دهیم و آقای دکتر ؟؟؟؟ پیشنهاد دادند که آیفون تصویری تولید کنیم که دارای سیم کارت باشد. "

و این اولین جرقه‌ی شروع به کار در حوزه‌ی اینترنت اشیا بود. جلسات طولانی متعددی برگزار شد و ایده‌های خیلی خوبی هم مطرح شد که در نهایت "خانه هوشمند" به عنوان موضوع جدیدی برای شرکت انتخاب شد.

صورت جلسه و طوفان فکری
صورت جلسه و ایده‌های طوفان فکری

توسعه‌ی خانه‌ی هوشمند در همان سال شروع شد، بر بستر شبکه کار کردیم، پروژه برای مدتی کنسل شد، دوباره فعالیت آغاز شد، بر روی یک پروتکل خاص تمرکز شد و یک سیستم کامل توسعه پیدا کرد و به ناگهان همه چیز تمام شد. همایه دیگر تمایلی به سرمایه‌گذاری بر روی این پروژه نداشت. و این شروع دوباره‌ای برای ما بود. علی آقا (مدیر همایه) سرمایه‌گذار گروهی شد که من، محمد و امید به همراه علی آقا آن را تشکیل دادیم. گروهی که امروز با نام شرکت "هوش روان" شناخته می‌شود.

بحت‌های اولیه در مورد ساختار شرکت دقیقا در روزهای تعطیل عید ۹۵ انجام شد. بحث‌های پرچالشی که گاهی چنان بغرنج و ناامیدکننده می‌شد که احتمال می‌دادیم آن روز آخرین روزی است که در کنار هم کار می‌کنیم و گاهی چنان دلگرم ‌کننده که یقین پیدا می‌کردیم جز در کنار هم کار نخواهیم کرد. هر چه که بود، امروز شرکت هوش‌روان از معدود شرکت‌هایی است که در حوزه‌ی اینترنت اشیا در ایران یه صورت جدی فعال است و بر روی دو پروژه‌ی "خانه هوشمند" و "ماشین هوشمند" فعالیت می‌کند. در مورد این پروژه‌ها در "نوبی" خواهم نوشت. باور داریم که این پروژه‌ها خواهد توانست کیفیت زندگی مردم را بهبود ببخشد و هدف ما تولید محصولاتی است که عامه‌ی مردم حتی آنهایی که درآمد متوسطی دارند بتوانند از آن‌ها استفاده کنند. همه‌ی ما چهار نفر در این شرکت کار می‌کنیم تا برای بشریت مفید باشیم و "کارهای خوبی" در کنار هم کرده باشیم. 

همیشه نگاه خودم این بوده است که در مسیری حرکت کنم که وقتی سال‌ها بعد به گذشته نگاه می‌کنم از مسیری که پیموده‌ام راضی باشم و احساس می‌کنم خدمت به بشریت با انجام کارهای خوبی که در توان حرفه‌ای من است از این مسیر می‌گذرد.

محمد، امید و من، دوستان خوبم که در کنار هم هوش روان را ساختیم
شرکت‌مان، اردیبهشت ماه وقتی در حال بازسازی‌اش بودیم
بازسازی با محمد
محمد مسول بازسازی بود، خیلی خسته شد